Dienstag, 8. Januar 2008

توهمان هاله نوری
که، به دور کره عشق
به داغی درون خورشید
پر وبال داری
توهمان قله عشقی که
درونت سرشار
چو مذابی قلیان
شور و حالی داری
تو همان فلفل تندی
که، همه جرات بوسیدن ... ندارند
خط و خال داری
توهمان ساحل بادی که، کسی
در تو نپاید که، بیابد ساحل
صبر و سالی داری
تو اثر بخش زمانی
که، هزاران خورشید
در سیه چال نگاهت
کورند
چه جلایی داری
توهمان ساقی سودا
که، به پیمانه عشق
ره دل می بندی
تو چه هستی جانم


اسکنبیل

1 Kommentar:

Anonym hat gesagt…
Der Kommentar wurde von einem Blog-Administrator entfernt.