چشمان قلبم کور کور
ریشه درون خون به زور
آن پستوی قلبم نمور
گشته به زخم گفته ها
در عالمی دیگر به گور
آن گفته ها کم گفته ای
از دل به دل غم گفته ای
بازش نمی بینی چرا
شادش کنی از کوی نور
رازی اگر دلدار شد
هم بسترش بیمار شد
دارو چه می جویی زمور
ای همدم راز خمور
پروا نکن در دل سرور
پروا نکن در دل سرور
ریشه درون خون به زور
آن پستوی قلبم نمور
گشته به زخم گفته ها
در عالمی دیگر به گور
آن گفته ها کم گفته ای
از دل به دل غم گفته ای
بازش نمی بینی چرا
شادش کنی از کوی نور
رازی اگر دلدار شد
هم بسترش بیمار شد
دارو چه می جویی زمور
ای همدم راز خمور
پروا نکن در دل سرور
پروا نکن در دل سرور
اسکنبیل

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen