Donnerstag, 10. Januar 2008

چشمان قلبم کور کور
ریشه درون خون به زور
آن پستوی قلبم نمور
گشته به زخم گفته ها
در عالمی دیگر به گور
آن گفته ها کم گفته ای
از دل به دل غم گفته ای
بازش نمی بینی چرا
شادش کنی از کوی نور
رازی اگر دلدار شد
هم بسترش بیمار شد
دارو چه می جویی زمور
ای همدم راز خمور
پروا نکن در دل سرور
پروا نکن در دل سرور
اسکنبیل

Keine Kommentare: