لاله ما گردگرگون شد چه باک
کاسه ما گر پر از خون شد چه باک
لاله خون خود خورد از روزگار
بوستان لاله در خون شد چه باک
در صدف گر مانده مروارید ما
در و مروارید ما خون شد چه باک
سمبل آزادگی شد سروناز
تاروپود سرو از خون شد چه باک
چشم، دریایی ز اشک حسرت است
حسرت آزادگی خون شد چه باک
گر نفس ها مان به سوی نوربود
در قفس زندانی خون شد چه باک
لاله های ما اگر پرپر شدند
هر پرآن لاله مجنون شد چه باک
بستن این دفتر آزادگی
آرزوی جهل در خون شد چه باک
کاسه ما گر پر از خون شد چه باک
لاله خون خود خورد از روزگار
بوستان لاله در خون شد چه باک
در صدف گر مانده مروارید ما
در و مروارید ما خون شد چه باک
سمبل آزادگی شد سروناز
تاروپود سرو از خون شد چه باک
چشم، دریایی ز اشک حسرت است
حسرت آزادگی خون شد چه باک
گر نفس ها مان به سوی نوربود
در قفس زندانی خون شد چه باک
لاله های ما اگر پرپر شدند
هر پرآن لاله مجنون شد چه باک
بستن این دفتر آزادگی
آرزوی جهل در خون شد چه باک
اسکنبیل

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen