گام های مورچه ها را
از درون چشمه شب
می شمارم
سنگ قبر موریانه
برجبین عشق و هستی
حک شده
با میخ مستی
گفتمانش را نمی فهمد
که، از دیوار تاریخ
هر کسی بالا رود
شمشیر افکارش
که، آغشته به تاریخ است
در دروازه ایام
بر سنجاقکی آویز می بیند
که، آزاری به تاریخ است
و دردی بدتر از آزار تاریخ
انکارتاریخ است
از درون چشمه شب
می شمارم
سنگ قبر موریانه
برجبین عشق و هستی
حک شده
با میخ مستی
گفتمانش را نمی فهمد
که، از دیوار تاریخ
هر کسی بالا رود
شمشیر افکارش
که، آغشته به تاریخ است
در دروازه ایام
بر سنجاقکی آویز می بیند
که، آزاری به تاریخ است
و دردی بدتر از آزار تاریخ
انکارتاریخ است
اسکنبیل

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen