Freitag, 16. November 2007

هربهاری را خزانی در پی است
هر خزانی را بهاری در طی است
گل اگر گلزار می سازد چه باک
هم بهار و هم خزانش در نی است
تو سرود خود بخوان از نای نی
سنبل نی را چو دُردی درمی است
هرگلی را که، به بویی خاطره است
خاطرات زایش گل در کِی است
باز کن چشمان ناز زندگی
تا ببینی زندگانی در پی است
شادیت را همسفر کن با دلت
دل به شادی ده که، شادی در می است


اسکنبیل

1 Kommentar:

Anonym hat gesagt…
Der Kommentar wurde von einem Blog-Administrator entfernt.