هربهاری را خزانی در پی است
هر خزانی را بهاری در طی است
گل اگر گلزار می سازد چه باک
هم بهار و هم خزانش در نی است
تو سرود خود بخوان از نای نی
سنبل نی را چو دُردی درمی است
هرگلی را که، به بویی خاطره است
خاطرات زایش گل در کِی است
باز کن چشمان ناز زندگی
تا ببینی زندگانی در پی است
شادیت را همسفر کن با دلت
دل به شادی ده که، شادی در می است
هر خزانی را بهاری در طی است
گل اگر گلزار می سازد چه باک
هم بهار و هم خزانش در نی است
تو سرود خود بخوان از نای نی
سنبل نی را چو دُردی درمی است
هرگلی را که، به بویی خاطره است
خاطرات زایش گل در کِی است
باز کن چشمان ناز زندگی
تا ببینی زندگانی در پی است
شادیت را همسفر کن با دلت
دل به شادی ده که، شادی در می است
اسکنبیل

1 Kommentar:
Kommentar veröffentlichen