آفتابی که، پس از تاریکی
روشنی بخش زمین می گردد
پر شتاب از ره دور
زچه رو بخش زمین می گردد
من که، در غفلت شب های فراموشی خود
در بدر در پی نور
ره به بیگانگی خویش کشیدم دیدار
به کجا ها که، مرا با خود برد
روح بیگانه ز جسم خوار است
پس چرا جان مرا با زر و زور
خوار کرده است به هنگام نیاز
این چنین است نمادین غرور؟
روشنی بخش زمین می گردد
پر شتاب از ره دور
زچه رو بخش زمین می گردد
من که، در غفلت شب های فراموشی خود
در بدر در پی نور
ره به بیگانگی خویش کشیدم دیدار
به کجا ها که، مرا با خود برد
روح بیگانه ز جسم خوار است
پس چرا جان مرا با زر و زور
خوار کرده است به هنگام نیاز
این چنین است نمادین غرور؟
اسکنبیل

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen