Montag, 21. April 2008

ضربان قلبم
صیقل آینه ی چشمانت
شنود تک مضراب
ضربان جان را
ز نگاهی که، به تو دوخته بود
از چه رو با دل چشمان پرواز
کشته ای چون گلبرگ
ساکن کوی نیاز
خلوت کوچه بن بست
چو گهواره به خواب
گمشده کوچه از آن راز و نیاز
از چراغی که، شده روشنی ام
در بهاری پرجوش
نشوم سرو خموش



اسکنبیل

Keine Kommentare: